با نگاهی گذرا به تاریخچه و روند آموزش کتابداری در دنیا می توان دریافت که این آموزش ها حدودا از سه دهه گذشته به دنبال راه یابی رایانه به کتابخانه ها و ظهور فن آوری های نوین اطلاعات و ارتباطات دستخوش تغییرات اساسی گردیده است.توسعه سریع این فن آوری ها به ویژه در سال های اخیر همراه با پیدایش مفاهیم تازه درپی تحولات اقتصادی و اجتماعی و تجانس برخی از آنها به حرفه کتابداری ضرورت بازنگری در سرفصل ها و محتوای دروس را بیش از پیش کرده است. البته این مهم خاص رشته کتابداری نیست تحولات اخیر کم وبیش برآموزشسایر رشته ها نیز تاثیر گذار بوده است.مدیریت دانش ازجمله مفاهیم نو ظهور دهه ۱۹۹۰ درپی ایجاد شبکه های داخلی در سازمان هاست که هرچند نخستین بار در دنیای تجارت پدیدار شد اکنون به دامن سازمانهای غیرانتفاعی و عمومی از جمله کتابخانه ها راه یافته و تاثیرات شایان ذکری بر محیط های اطلاعاتی گذارده و توجه بسیاری از شاغلان اطلاعاتیاز جمله کتابداران و متخصصان رایانه و فن آوری اطلاعات نظریه پردازان سازمان ها و مدیران منابع انسانی را به خود معطوف داشته است.البته درحرفه کتابداری هنوزهم کسانی مانند ویلسون هستند که با ورود مدیریت دانش به کتابداری مخالفند.این اغلب مدیریت دانش را با مدیریت اطلاعات یکسان دانسته و معتقدند که دانش را نمی توان مدیریت کرد یا براین باورند که مدیریت دانش تنها اصطلاحی نو برای همان چیزی است که کتابداران از دیر باز به آن مشغول بوده اند.این در حالی است که بسیاری دیگر به استقبال مدیریت دانش رفته درصدد برآمده تا از موقعیت ها یی که فراروی حرفه کتابداری قرار داده سود جویند.ااز این رو در هسته بحث مدیریت دانش در علوم کتابداری و اطلاع رسانی این باور وجود دارد که چون سازماندهی دانش قلمرو محکم کتابداران بوده آنان نه تنها لازم است به آن اشتغال یابند بلکه باید مولفه های آن رافعالانه رهبری نمایند(گاندی ۲۰۰۲).تعامل مدیریت دانش با حرفه کتابداری با بنیانگذاری بخش مدیریت دانش در انجمن های حرفه ای بزرگ از ایفلا نمود دیگری یافته است این عنصر نوظهور هم چنین به فعالیت های روزمره در دنیای کتابداری رخنه نموده محصولات و خدمات جدید کتابخانه ای را همراه با عناوینی تازه برای کتابداران نظیر دانشکاران و مدیران دانش به ارمغان آورده است.(بر گرفته از مجله اطلا ع شناسی پائیز و زمستان ۸۴ نوشته سر کارخانم افسانه حاضری)